ضرورت نگاه ويژه به مقوله پيشگيري
پيشگيري از‏‎ ‎جرم ؛ کارآمد يا ناکارآمد؟

ليلا نعمتي
كارشناس ارشد حقوق جزا وجرم  شناسي
‎      ‎اشاره:‏
‏ مباحث پيشگيري از جرم از جمله‎ ‎مسائلي است كه ذهن بسياري از انديشمندان و حقوقدانان داخلي را به خود معطوف ساخته‏‎ ‎است. و در اين راستا به صورت جسته و گريخته از سوي سازمانهاي قضائي راهكارهايي در‏‎ ‎جهت پيشگيري از جرم ارائه گرديده كه در نهايت به دليل عدم توفيق در نيل به اهداف‏‎ ‎معنونه و عدم كاهش آمار جنائي به دست فراموشي سپرده شده است. بررسي علل اين‏‎ ‎ناكارآمدي مقوله اي است كه در اين مقاله بدان پرداخته مي شود.‏‎ ‎
الف) تعريف‎
      ‎پيشگيري از جرم معادل اژگان‎ prevention ‎در انگليسي و وقايه در عربي است. در لغت به معناي جلوي چيزي رفتن، هشدار دادن از‏‎ ‎وقوع چيزي آمده است. در جرم شناسي، پيشگيري به معناي "به جلوي تبهكاري رفتن" با‏‎ ‎استفاده از تكنيك هاي گوناگون از جمله هشدار دادن و آگاهي بخشي با منظور ممانعت از‎ ‎وقوع بزهكاري است. گسن در تعريف اصطلاحي آن مي نويسد: "مراد از پيشگيري هر‎ ‎فعاليت سياست جنايي است كه غرض انحصاري يا غير كلي آن تجديد حدود امكان پيش آمد‎ ‎مجموعه اعمال جنايي از راه غير ممكن الوقوع ساختن يا لغت و دشوار نمودن و يا احتمال‎ ‎وقوع آنها را پايين آوردن است. بدون اينكه به كيفر يا اجراي آن متوسل شد.‏
ب) انواع پيشگيري ازجرم‏‎
      ‎پيشگيري از جرم انواع و اقسام‎ ‎گوناگوني دارد كه در اينجا به مهم ترين آنها اشاره مي گردد:‏
پيشگيري عمومي و پيشگيري خصوصي از جرم: پيشگيري‏‎ ‎عمومي از جرم شامل تدابيري است كه ناظر به تمامي جرايم مي باشد پيشگيري خصوصي نيز‏‎ ‎تنها به اقدامات پيشگيرانه از يك جرم خاص اشاره دارد.‏‎
‎پيشگيري كيفري و پيشگيري غير كيفري: پيشگيري‏‎ ‎كيفري شامل اقداماتي است كه ماهيت كيفري داشته و موضوع مخاطب آن مجرمان مي باشد.‏‎ ‎ولي پيشگيري غير كيفري كليه تدابير سياست جنايي است كه از طريق اقدامات غير كيفري‎ ‎اعمال مي شود.‏‎
‎پيشگيري از بزه ديدگي و پيشگيري از بزهكاري:‏‎ ‎تعريف سنتي جرم شناسي پيشگيرانه اغلب مربوط به پيشگيري از بزهكاري بوده است. ولي‏‎ ‎امروز اثبات گشته است كه به همان ميزان كه بايد نسبت به پيشگيري از بزهكاري گماشت‎ ‎بايد به پيشگيري از بزه ديدگي نيز توجه نمود. بر اساس نظريه سازمان ملل متحد"‏‎ ONU" ( 11 ‎دسامبر 1985 ) بزه ديده گان كساني هستند كه به طور فردي يا گروهي متحمل خسارت شده‎ ‎اند. اين خسارت به ويژه در زمينه هاي مربوط به آسيب به تماميت جسمي يا رواني خسارت‎ ‎مادي و وارد شدن لطمه بزرگي به حقوق اساسي افراد مي باشد. در عبارتي ساده بزه ديده‏‎ ‎يعني قرباني جرم لذا پيشگيري از بزه ديدگي نيز براي نيل به كاهش جرم از انواع‎ ‎پيشگيري از جرم مي باشد.‏‎
‎پيشگيري اجتماعي و پيشگيري وضعي: يكي از طبقه‏‎ ‎بنديهاي پيشگيري غير كيفري، پيشگيري اجتماعي و پيشگيري وضعي است. پيشگيري اجتماعي، علل و عوامل اجتماعي مؤثر بر ظهور جرم را مد نظر داشته و با توجه به عوامل‏‎ ‎اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي و تأمين حقوق اجتماعي، سياسي و اقتصادي و.‏‎.. ‎سعي در كاهش و يا از بين بردن جرم دارد. پيشگيري وضعي يا موقعيتي عمدتاً به وضعيت‎ ‎هاي پيش جنايي يعني آخرين وضعيتي كه بزهكاري در آن تحقق مي يابد و با ارائه‎ ‎اقداماتي در جهت سخت و دشوار نمودن وقوع جرم و يا افزايش خطراتي بيشتر براي مجرمان‎ ‎به پيشگيري از جرم مبادرت مي ورزد.‏‎
‎ج) مباني يك طرح پيشگيري از جرم‎ ‎
اقدام پيشگيرانه از جرم بر يك مبناي‎ ‎شش گانه استوار است.‏
تعيين آماج جرم: منظور از آماج جرم يعني تعيين‏‎ ‎مخاطبان برنامه پيشگيرانه به عبارتي ديگر در اين مرحله هدف مورد نظر يا جرم مطمح‎ ‎نظر تعيين
مي گردد.‏‎
‎تعيين تئوري پايه جرم شناسي: بايد گفت در مورد‏‎ ‎علل و عوامل بروز جرم ديدگاهها و نظريه هاي گوناگوني در جرم شناسي ارائه گرديده است.به عنوان مثال مكتب تحققي جرم را معلول جبرهاي زيستي، رواني مي داند و يا در‏‎ ‎ديدگاه سنتي، مجرم با اراده و اختيار به گزينش فعل مجرمانه مبادرت مي ورزد. ‏‎ ‎ديدگاههاي متأثر از جامعه شناسي جنايي، جرم را معلول عوامل اجتماعي مي شناسد. لذا‏‎ ‎بايد در مورد علل و عوامل بروز جرم مورد نظر به بررسي پرداخته و يكي از ديدگاههاي‎ ‎پايه جرم شناسي را انتخاب نمود.‏‎
‎تعيين اهداف پيشگيري: منظور تعيين اهداف جزئي و‏‎ ‎عملياتي مي باشد نه اهداف كلي و غير قابل ارزيابي.‏
انتخاب نوع پيشگيري: بر حسب اهداف تعيين شده يكي‏‎ ‎از انواع پيشگيري كه در فوق نيز اجمالاً اشاره گرديد لحاظ مي گردد.‏‎
‎تعيين متولي اقدامات پيشگيرانه: انتخاب مجري طرح‏‎ ‎پيشگيري يكي از مباني اين طرح مي باشد كه مي تواند قوه قضائيه، نيروي پليس و يا‏‎ ‎يكي از مراكز اجتماعي باشد.‏‎
‎مدل ارزيابي: براي موفقيت در طرح پيشگيري بايد از‏‎ ‎قبل مدل ارزيابي يعني كم و كيف آن تعيين و مشخص گردد منظور از ارزيابي در اينجا،‎ ‎ارزيابي علمي و عملي و واقع گرايانه مي باشد.‏‎
‎د) علل نارسائي راهكارهاي پيشگيري از‎ ‎جرم:‏‎
‎ماهيت جرم‎
      ‎شايد نخستين علت نارسائي مباحث‎ ‎پيشگيري از جرم در ايران ديدگاههاي رايج نسبت به ماهيت جرم در بين دستگاه قضائي‎ ‎باشد. متأسفانه در سيستم قضائي داخلي ماهيت جرم از تعريف كلاسيك و بدوي برخوردار‏‎ ‎است. و اين ديدگاه كه جرم را امري انتزاعي و اجتماعي بداند كمتر در سيستم قضائي‏‎ ‎داخلي راه دارد. جرم در سيستم كيفري ايران يك عمل قبيح و ناشايست است كه در اثر‏‎ ‎تخطي مجرم از موازين شرعي و قانوني به منصه ظهور مي رسد و در واقع جرم
پديده اي‎ ‎مستقل از عوامل اجتماعي شمرده مي شود؛
بي آنكه تأثير عوامل اجتماعي، وراثتي،‎ ‎محيطي و فشارهاي دروني فرد مجرم به طور علمي در پروسه تعيين مجازاتها در نظر گرفته‎ ‎شود. مجرم به عنوان فردي شرور و رذل شمرده شده كه مستحق هر نوع برخورد استخفافي،‎ ‎سركوبگرانه و ترذيلي است. در نتيجه سهم ديگر عوامل در تكوين جرم به صراحت و حتي به‏‎ ‎كنايه نيز روشن نمي گردد.‏
ماهيت راهكارهاي پيشگيري از جرم‎
      ‎دومين عامل ناكارآمدي‎ ‎راهكارهاي پيشگيري از جرم در واقع عدم تبيين علمي و عملي اين راهكارها مي باشد.‏‎ ‎راهكارهاي پيشگيري از جرم با آنكه از مباحث دست اول و دغدغه هاي اساسي سيستم هاي‎ ‎قضائي كشورهاي ديگر است؛ در ايران از اهميت و ضرورت لازمه برخوردار نيست. اين‏‎ ‎مبحث به صورت يك مبحث متفرع و كم ضرورت و روتين تلقي گرديده كه اميد به كارآمد‎ ‎بودن آن نمي رود. در واقع اين ذهنيت كه اين راهكارها در ميان مباحث مهم حقوق جزا و‏‎ ‎رشد روز افزون بزه بيشتر به حرافي
مي ماند تا يك روش علمي، در تار و پود تفكر‎ ‎قضائي كشور رخنه كرده است از آن سو اكثر راهكارهاي ارائه شده در زمينه پيشگيري از‎ ‎جرم نيز فاقد وصف علمي و كارشناسي بوده و به صورت مقطعي كه از پشتوانه حمايتي كافي‎ ‎برخوردار نيست مي باشد.‏
‎      ‎همچنين اين اقدامات در اكثر‎ ‎موارد جنبه قضائي دارد. حال آنكه جرم به تمامي ابعاد اجتماع مرتبط است و بهتر است‏‎ ‎به راهكارهاي غير قضائي نيز توجه بيشتري گردد.‏
مديريت اقدامات پيشگيرانه از بزه‎
      ‎از مباحث اساسي و سؤال برانگيز‎ ‎در زمينه پيشگيري از جرم مسئله مديريت راهكارهاي پيشگيري از جرم مي باشد بدين توضيح‎ ‎كه مقوله عمده و اساسي راهكارهاي پيشگيري از جرم كدام سازمان دولتي و يا حتي خصوصي‏‎ ‎باشد در پاسخ
مي توان قواي مجريه، قضائيه و يا نهادهاي خصوصي را متولي امر دانست.‏‎ ‎بايد گفت با توجه به شرايط بومي، نهادهاي خصوصي براي مديريت اين پروسه مناسب‏‎ ‎به‎ ‎نظر نمي رسد و مديريت راهكارهاي پيشگيرانه بهتر است در اختيار يك نهاد دولتي باشد‎ ‎تا از ضمانت اجرائي و توان مالي لازمه برخوردار باشد. در نخستين نگاه پيشگيري از‏‎ ‎جرم يك مسئله قضائي به نظر مي رسد كه قوه قضائيه را بايد متولي آن دانست. بند 5‏‎ ‎اصل 156 قانون اساسي نيز يكي از وظايف قوه قضائيه را اقدام مناسب براي پيشگيري از‏‎ ‎جرم مي داند. بايد گفت اين تفكر كه قوه قضائيه را تنها متولي اقدامات پيشگيرانه‏‎ ‎دانست؛  آفت اساسي راهكارهاي پيشگيري از جرم است. لذا با توجه به اين كه جرم يك‏‎ ‎پديده اجتماعي است كه به كل پايه هاي اجتماعي خدشه وارد مي كند؛ بايد‏‎ ‎پيشگيري از جرم يك مسئله ملي محسوب شود، و تمامي ارگانهاي دولتي‏‎ - ‎خصوصي در‎ ‎زمينه آن اهتمام لازمه را بكار گيرند و قوه قضائيه كه از متخصصان و كارشناشان حقوقي‎ ‎لازم برخوردار است به عنوان سامان دهنده امور و نظريه پرداز محسوب گردد.‏
عدم تعامل لازمه بين حقوقدانان و‎ ‎سازمان هاي قضائي‏‎
      ‎متأسفانه از ديرباز بين‎ ‎حقوقدانان و سازمان هاي قضائي داخلي خلأ تعامل لازم به شدت احساس مي گردد.‏‎ ‎سازمانهاي قضائي حقوقدانان را صرف تئوري پردازان تلقي مي نمايند كه در اكثر موارد‎ ‎با موانع اجراي دكترين خويش در عرصه هاي عمل مطلع نبوده لذا سازمانهاي قضائي كه‎ ‎سامان دهنده عملي تفكرات حقوقي است و با محدوديتهاي پيش روي ديدگاههاي عملي دست و‎ ‎پنجه نرم
مي كند توجه چنداني به نظريات علمي و حقوقي آنها نكرده و از نتايج‎ ‎پژوهشهاي آنها بصورت اندك و محدود استفاده مي نمايد.‏
عدم تعامل بين ارگانهاي اجرايي و‎ ‎سيستم قضائي‎
      ‎از جمله آسيب هاي اساسي كه‎ ‎حيات قضائي كشور را تحت الشعاع خود قرار داده اين است كه در راستاي اهداف قوه‎ ‎قضائيه، تعامل لازم بين قوه قضائيه و قوه مجريه وجود ندارد در واقع اوضاع بدين‏‎ ‎منوال است كه ارگانهاي اجرايي و قواي قضائي براي خود رسالتي مستقل و مجزا ترسيم مي‎ ‎نمايند. به عنوان نمونه براي احداث يك مركز تجاري نيازي به مشاوره از يك جرم شناس‏‎ ‎و حقوقدان احساس نمي شود. شهركهاي مسكوني، مراكز تجاري، پاركها، كارخانجات و.‏‎... ‎گسترش يافته بي آنكه به نتايج آن در زمينه جرم زايي يا كاهش جرايم توجه گردد و‎ ‎يا در زمينه اكران يك فيلم، معرفي يك كالا، افزايش يا كاهش بهاي اقلام ضروري‏‎ ‎خانوارها و.... كمتر به تأثير آن در رفتار جنائي شهروندان توجه مي گردد. حال آنكه‏‎ ‎هر پديده صرف نظر از تأثيرات مادي و فيزيكي، داراي نتايج جنايي نيز خواهد بود. چه‏‎ ‎در عرصه جرم زايي چه در زمينه كاهش جرايم، لذا بكارگيري نظريات جرم شناسان مربوطه‏‎ ‎در تمامي ابعاد اجتماع از جمله ضروريات زندگي امروزي مي باشد.‏
نتيجه:‏‎
      ‎پديده بزه يكي از انكار‎ ‎ناپذيرترين واقعيت هاي جامعه ما همانند ديگر جوامع مي باشد و يكي از‏‎ ‎سنجيده ترين روشها براي مهار جرم، اعمال راهكارهاي پيشگيري از جرم مي باشد. اما‏‎ ‎براي تحصيل نتايج دلخواه در اين زمينه نيازمند بكارگيري روشهاي علمي و گسترده كه از‎ ‎سوي متخصصان و جرم شناسان ارائه گشته و توسط كليه ارگانهاي لازم الاجرا محسوب شود‎ ‎نيازمنديم.
‏‎ منابع:‏
ريوند گسن: جرم شناسي كاربردي‏‎
‎ژارلپزوژينا فيليزولا: بزه ديده و بزه ديده شناسي‎؛ ‏‎ ترجمه احمد محمدي‎
‎دكتر حاجي ده آبادي، تقريرات درس جرم شناسي‏‎
‎دكتر اردبيلي، حقوق جزاي عمومي‏‎
‎دكتر مرتضي محسني، حقوق جنايي‏‎ ‎

منبع : روزنامه رسالت