به حكايت پرونده كلاسه ...........مطروحه در شعبه چهارم دادگاه عمومي قزوين آقاي...........دادخواستي به خواسته تقاضاي فروش يك باب مغازه موضوع اجاره نامه ......... – 31/6/73 دفتر اسناد رسمي شماره دو قزوين و پلاك ثبتي 2578..........به طرفيت خواندگان صدرالاشاره بشرح ذيل مطرح مي نمايد :

اينجانب يك باب مغازه را 25 سال قبل از آقاي ..........(مورث خواندگان) خريداري مي نمايم و مبلغ 000/90 ريال پرداخت مي كنم و حتي چند سال است كه مالك اجاره دريافت ننموده بود و من به دستور قانون پرداخت در سر رسيد دادم تا اينكه پدر خواندگان فوت مي نمايد و وراث مرحوم اجازه فروش موضوع اجاره را كه سرقفلي مغازه است را نمي دهند پس پيشنهاد دادم كه اولاً شما بخريد و ليكن حاضر به خريد نيستند .

سپس منجر به صدور رأي به شرح ذيل مي گردد :

در خصوص دعوي خواهان آقاي...........به طرفيت خواندگان به خواسته تجويز انتقال منافع مورد اجاره به غير ، موضوع يك باب مغازه واقع در پلاك ثبتي ...........به شرح اجاره نامه رسمي شماره......مورخ 31/6/73 به احتساب خسارات دادرسي نظر به اينكه مالكيت خواندگان بر ملك مختلف فيه وجود رابطه استيجاري في مابين متداعيين و مخالفت خواندگان به انتقال منافع مورد اجاره به غير حسب پاسخ استعلام ثبتي و ضمائم دادخواست تقديمي و صورتجلسه مورخ13/7/82 اين دادگاه محرز مي باشد لذا دادگاه با اجازه حاصل از ماده 19 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 56 حكم به تجويز انتقال منافع پلاك ثبتي مزبور له خواهان صادر و اعلام مي نمايد . خواهان مكلف است ظرف مهلت 6 ماه از تاريخ ابلاغ حكم قطعي دادگاه منافع مورد اجاره را با سند رسمي به مستأجر جديد منتقل درغير اين صورت حكم صادره به شرح فوق ملغي الاثر خواهد بود . رأي صادره حضوري و قابل تجديد نظر در دادگاه تجديد نظر استان قزوين است .

رئيس شعبه چهارم دادگاه عمومي قزوين

مظفري

***************************************************

سپس خواندگان نسبت به رأي صادره اعتراض نموده كه رأي تجديد نظر بشرح ذيل است :

در خصوص تجديد نظر خواهي آقايان۳نفر و خانمها۳نفر نسبت به دادنامه...... صادره از شعبه چهارم دادگاه عمومي قزوين بابررسي محتويات پرونده ملاحظه مي شود دادنامه بدوي فقط نسبت به آقاي.......... و خانم.........تجديد نظر خواهي آنان در اين مرحله قابل طرح نيست فلذا مقرر است دفتر ، بلحاظ ارتباط نتيجه رسيدگي درباره كليه تجديد نظرخواهان فعلاً بدل پرونده تشكيل و نسبت به آقاي ............ و خانم...........وقت نظارت تعيين و پرونده جهت رسيدگي مرحله واخواهي در مورد بقيه به دادگاه محترم بدوي اعاده شود و فتوكپي اين صورتجلسه در بدل نيز نگهداري شود.

رئيس شعبه 4 دادگاه تجديد نظر استان قزوين

با وصول پرونده به دادگاه بدوي دستور رئيس شعبه چهارم به قرار ذيل صادر شد : دفتر ، پرونده ثبت كلاسه واخواهي ، واخواهان به اسامي ...........و ........و واخوانده آقاي..........جهت رسيدگي دعوت شوند . (وقت رسيدگي تعيين شود) موضوع جلسه دادگاه استماع واخواهان از حيث اعتراض ايشان به دادنامه صادره مي باشد . كه سپس وقت رسيدگي تعيين مي گردد كه در وقت مقرر جلسه به تصدي رياست محترم شعبه چهارم دادگاه عمومي حقوقي استان قزوين تشكيل گرديد و آقاي......... واخوانده حضور دارد لكن ملاحظه مي شود به موجب دادنامه صادره از شعبه 4 دادگاه محترم تجديد نظر رأي صادره نسبت به آقايان ..........غيابي تشخيص و تصميم دادرس محترم دادگاه مبني بر دعوت واخوانها جهت رسيدگي به اعتراض واخواهي براي يوم جاري بوده است و ليكن اشتباهاً آقاي.......و خانم .......كه رأي صادره نسبت به آنان حضوري بوده جهت رسيدگي دعودت شده اند و از واخواهانها دعوتي بعمل نيامده است . بنا به مراتب مرقوم مقرر مي گردد : وقت رسيدگي تجديد و واخواهان به اسامي آقايان و خانمها..........جهت رسيدگي دعوت شوند و پرونده مجدداً كلاسه گردد.

كه پرونده به كلاسه جديد ...........ثبت و واخوانده لايحه اي بشرح دادخواست تقديم نموده است.

سپس وقت رسيدگي تعيين و طرفين دعوت شدند و در وقت مقرر جلسه دادگاه تشكيل گرديده كه ضمن قرائت لايحه خوانده ختم رسيدگي اعلام و داد گاه به شرح ذيل مبادرت به صدور رأي مي نمايد:

************************************************

«رأي دادگاه»

در خصوص واخواهي آقايان و خانمها .............ناظري نسبت به دادنامه شماره 1748 اين دادگاه نظر به اينكه از سوي واخواهان هيچگونه دليل و مدركي براي اثبات حقانيت ايشان در اعتراض مطروحه تقديم اين دادگاه نگرديده و محتويات پرونده نيز تماماً دلالت بر صحت دادنامه اصداري دارد لذا توجهاً به مراتب فوق اعتراض واخواهان را غير وارد تشخيص و ضمن رد آن دادنامه معترض عنه را براجراي مواد 305 و 306 قانون آئين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور مدني عيناً تأئيد مي نمايد . رأي صادره حضوري و ظرف مهلت 20 روز قابل تجديد نظر در دادگاه تجديد نظر استان مي باشد .

رئيس شعبه چهارم دادگاه عمومي حقوقي قزوين

مظفري

«نظريه كارآموز»:

نظر به اينكه درخواست خواهان صدور حكم بر تجويز انتقال منافع مورد اجاره است لذا قانون حاكم بر موضوع قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 مي باشد كه ماده 19 آن قانون در اين خصوص با جمع بودن اركان و شرايط قانوني انتقال منافع مورد اجاره را تجويز نموده است لكن آنچه از مفاد ماده مزبور به نظر مي رسد اين است كه دادگاه در مقام رسيدگي بدواً ا ز مالكين مالك دعوت تا در صورتي كه راضي به انتقال به غير نباشند خود حق كسب و پيشه را به مستأجر (خواهان) بپردازند و در موردي كه مالكين حاضر به پرداخت هستند بدواً مي بايستي حكم بر تخليه مستأجر (خواهان) با دريافت حق كسب و پيشه بر مبناي نظر كارشناس رسمي صادر شود و در حكم تصريح گردد : مستند به ماده 28 موجر بايد ظرف 3 ماه از تاريخ ابلاغ حكم قطعي وجه معينه را در صندوق دادگستري توديع نمايد و در صورتيكه موجر مبادرت به توديع وجه نمود ، مستأجر حسب حكم صادره مكلف به تخليه و تحويل به موجر مي باشد والا وفق ماده 19 قانون مذكور مستأجر حق انتقال منافع مورد اجاره را به غير خواهد داشت و در اين خصوص به مالك هيچ حقوقي تعلق نمي گيرد النهايه در اين خصوص نيز وفق قسمت اخير ماده 19 مستأجر بايد ظرف 6 ماه انتقال را واقع نمايد والا حكم ملغي اثر مي شود .

عدم توجه دادرس به غيابي بودن رأي در خصوص برخي از خواندگان پرونده به اطاله منجر گرديده است كه در نهايت با رسيدگي واخواهي و دعوت از واخوانها ضمن رد اعتراض ، دادنامه غيابي در خصوص واخوانها عيناً تأئيد شده است .

دادگاه مي بايست مستند به ماده 306 قانون آئين دادرسي مدني چون واخواهي خارج از مهلت 20 روزه تقديم گرديده بود قرار قبولي درخواست واخواهي صادر ، سپس در ماهيت امر رسيدگي و حكم مقتضي (حضوري) صادر مي نمود .